الفيض الكاشاني
324
ترجمة الحقائق ( فارسى )
خواهش به آن دارد « 1 » هرگاه داند كه « 2 » در آن سمّيّتى هست . پس خواستهها « 3 » به ترس محترق مىشود و اعضا فرمانبردار مىشوند و در دل لاغرى و شكستگى و خوارى و افتادگى به هم مىرسد و كبر و كينه و حسد مفارقت مىكند ، بلكه تمامى همّت آن مصروف به « 4 » ترس و خطر عاقبت مىشود و « 5 » از براى كارى ديگر فارغ نمىباشد و شغلى نمىدارد مگر « 6 » ملاحظهء احوال خود وحساب نفس و جهاد با آن . و رعايت آنكه نَفَسى « 7 » و لحظهاى به باطل نگذرد . و به هرچه به خاطر خطور كند و هر سخنى كه بر زبان جارى شود نفس را به آن بازخواست كند تا آنكه ظاهر و باطن آن مشغول باشد به چيزى كه از آن مىترسد و از براى امرى ديگر فارغ نباشد ، و اين حالت كسى را مىباشد كه خوف بر آن غالب باشد . و اقلّ مراتب خوف كه اثر آن در عملها ظاهر شود آن است كه از محرّمات اجتناب كند . و بازداشتن نفس را از محرّمات ورع مىنامند . و هرگاه خوف قوىتر گردد و اجتناب كند از چيزى كه حرمت در آن ممكن باشد آن را تقوا مىنامند . و گاه مىباشد كه چيزى كه باكى و شبههاى نمىدارد ترك مىكند از براى چيزى كه باكى مىدارد و اين را صدق در تقوا مىگويند . و [ m . a 75 ] هرگاه ضَمّ « 8 » شود به اين حالت مجرّد بودن از براى خدمت و چنان شود كه بنا نكند چيزى را كه « 9 » سكنى در آن نمىكند و جمع نكند « 10 » چيزى را كه نخواهد خورد و رغبت نكند به دنيايى كه مىداند از آن مفارقت خواهد نمود و نفسى از نفسها را صرف غير خدا نكند اين حالت را صدق مىگويند . و
--> ( 1 ) . s a + و . ( 2 ) . s a - كه . ( 3 ) . خواستهها / s a خواهشها . ( 4 ) . a s - به . ( 5 ) . a s - و . ( 6 ) . a + به . ( 7 ) . نَفَسى / a نَفَس . ( 8 ) . ضَمّ / a ختم . ( 9 ) . s - كه . ( 10 ) . نكند / a نمىكند .